گاهی لیوانی

گاهی لیوانی  می شکند

1. کسی آن را جمع می کند

 

2. به پای کسی می رود

 

3. بلایی دور می شود

4. دعوا می شود

 

5.  لیوانی تازه خریده می شود

 

6. .........

 

همه ی این ها حوادثی است که می تواند چرخه زندگی ما را تغییر دهد. هر چند برای یک لحظه

گره بی صدا

گاهی نمی دانیم چرا گره از زندگی مان باز نمی شو د

 

 

شاید دلیل آن این است که گره از گار کسی باز نمی کنیم

یا اگر باز می کنیم با سر وصدا و بوق و کرنا

 

گره را بی صدا باز کنیم

اول هر کاری

اول هر کاری آدمی باید    شاگردی کند

 

نباید انتظار داشته باشد. حقوق  آنچنانی و  پست و مقام آنجنانی بدهند

 

باید اول کف زمین را  جارو بزنی تا به جایی برسی

قرآن کتابی

قرآن کتابی است که آرامش را،  آرام تقدیم می کند.

قرآن کتابی است که راه را از چاه نشان می دهد. 

 

خدایا! دلی ده که با آن  روشنایی ها را از تاریکی ها         بیابیم

ته هنداونه

 ته هندوانه تمام شده 

 

ولی طرف دست بردار نیست. همانند  پیکور برقی  به جان هنداوانه  افتاده تا شاید  نفت پیدا کنه

 

هزار یک دلیل هم می آورد می گه برای مرض قند خوبه  یا  مصلح هنداونه  است یا برای چشم خوبه........

حکایت برخی آدم ها  هم همین طوری شده .  به مال و منالی رسیده ولی بازه هم در حال دویدن و چاه زدن است


 

خوش بینی

برخی مرغ ها سیاه هستند  

ولی باز هم  تخم سفید می گذارند

 

آدم خوش بین به ظاهر قضیه نگاه نمی کند/

 

کلید م وفقیت

گاهی اوقات  چشم های خویش را  دوربین می کنیم  

تا شاید کلید موفقیت را پیدا کنیم

 

غافل از آنکه کلید موفقیت در چند قدمی ماست.

 

باید افکار بلندی داشت ولی نباید سنگ بزرگ را برداشت. 

بهتر است با افکار بلند ابتدا سنگ ریزه را بردایم.

گاهی ترس

گاهی ترس  سبب نجات آدمی است

 

گاهی هم  سبب محروم شدن و فقر ونداری است

 

موفق کسی است که  همت و امید داشته باشد و کارش را به کاردان الهی بسپارد. 

 

 

خداجون

خداجون!

بهترین ها را برای ما  رقم و قلم بزن

دنیای سبب  ها

دنیا ، دنیای اسباب است

باید دعا کرد خدا بهترین  سبب ها را جلوی راهمان قرار دهد

گاهی یک حادثه، دوست ،کتاب،.... زندگی انسان ار می چرخاند و زیر و رو می کند

بالاترین دعا

بالاترین دعا

سلامتی و امنیت است

اگر ثروت و ..... باشد و لی سلامتی و آرامش نباشد

 

به بال مگسی نمی ارزد

آدمی که

آدمی که  دانش و سواد ندارد

از هر چیزی می ترسد. و دائما   شک و تردید دارد

 

نوشته کوتاه

گاهی یک لیوان آب   یک شخص را سیراب می کند

و

گاهی هم یک نوشته کوتاه نسلی را آباد و سیراب می کند

اگر خواهی

اگر می خواهی خدا  دستت را بگیرد

 

باید دست دیگران را بگیری

 

حکمت دو دست همین است. از یکی مدد وکمک بگیری و از دیگری بخشش و رحمت

سرنوشت گوسفند

گوسفندها هم سرنوشت دارند

 

گاهی گوشت گوسفند وارد شکم  فردی روزه دار و مومن می شود

و

گاهی هم  وارد شکم فردی  دزد و  لا ابالی می شود

 

گاهی هم خوراک گرگ می شود

گاهی هم  سکته می کند و نصیب خاک می شود

گاهی هم  فاسد می شود و خو.راک مگس ها می شود

شاعر گوید

شاعر گوید 

اگر دیدی در خانه ای باز است 

 

چشماتو ببند و رد شو زود

 

پلک چشم،   دربان چشم است. تا این چشم  عزیز به هر جا نگاه نکند. 

نباید هر در خانه ای که باز بود اجاز داد،این چشم آهویی خوشکل به آن نگاه کند

نذر کتاب

آیا می شود برای بچه دار شدن         نذر کتاب کرد

آیا می شود برا ی خانه دار شدن         نذرکتاب کرد

 

آیا می شود برای ازدواج                 نذر کتاب کرد

 

آیا می شود برا ی سلامتی           نذر کتاب کرد

 

چرا نشود. می توانیم نذر کنیم فلان تعداد کتاب خوب و مفید را هدیه کنیم یا وقف در گردش کنیم. از این زیبا تر 

خدایا بساز

 خدایا تو بساز که اگر تو بسازی 

 

چی می شود....

خدایا پدر و مادر

 خدایا جیب  تمام پدرها را پر پول کن

 

خدایا نگذار مادری   جلوی بچه اش ، کم بیارد

 

خدایا، نگذار، فرزندی غصه پدر و مادرش را ببینه

برخی آدم ها

 چشم وگوش خویش را باز کنم

 

چرا که برخی آدم ها  گندم ما ولی جو فروش هستند

 

ای کاش

 

خدایا روزی نرسد که بگویم ای کاش   با فلانی دوست نمی شدم غلط کردم!

گربه

جایی که نمک خوری نمکدان مشکن

 

آدمی نباید مانند گربه بی چشم و رو باشد. تا یکی بهش لطف کرد. آن را نادید بگیرد و پشت کند و برود

 

نوشتن

گاهی در نوشتن نوعی آرامش و نوعی تخلیه انرژی منفی است.

 

از بهترین درمان های  افسردگی و ناراحتی و  نوشتن است.

پنج انگشت برادر

 

پنج انگشت برادرند اما برابر نیستند

 

همه ما بشر هستیم ولی یکی  سیاه، یکی سفید، یکی  بلند، یکی کوتاه، یکی خوش فکر، یکی سیاه فکر، یکی خواننده، یکی هم نویسنده

آدم زرنگ

 آب داشتی ، تخم داشتی تو  بودی که نکاشتی

 

برخی اوقات تمام شرایط برای افراد فراهم است

ولی این افراد هستند که باید آستین همت را بالا بزنند و از فرصت استفاده کنند

 

آدم زرنگ سارق زمان است

شروع نویسندگی

برا ی شروع نویسندگی می توانم از 

خلاصه کردن یک کتاب شروع کرد

 

گلچین کردن تعداد ضرب المثل یا حدیث شروع کرد

داستان های کوتاه را بازنویسی کرد.

و مهم نیست که در بازار این کتاب هست یا نیست. بالاخره باید شروع کرد . آن هم با تعداد کم و اندک. 

تا آرام آرام به  فوت و فن کار آشنا        شویم

دوست خوب

 خداوند به حق هشت و چهارت

 

دوست خوب بفرستد برای کتاب نویسی و همکاری

چه خوش گفت

چه خُوش گفت حیدر شِه  انس و جن

 

کتاب است بُستان دانشوران

 

شعر از محمد جواد صافی گلپایگانی