پسر گمشده
یک روز من در باغی *** دیدم یک کلاغی
آن وقت که آن را دیدم *** گفتم چرا الافی
پرسید ای پسر جان*** تو یک چرا در باغی
منتظر کد خدام *** می آید با الاغی
گم شده ام در این باغ ** اگر به شب کشد می آید با چراغی
آن وقت کلاغ به من گفت **** پسر عجب فراغی
پسر خدا صبرت دهد *** چه انتظار داغی
محمد مهدی خواجوی رواری/14 ساله.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۹ ساعت 18:15 توسط رحمت پوریزدی
|
دوست دار پیشنهاد و نقد و ارتباط